الشيخ محمد هادي معرفة
73
علوم قرآنى (فارسى)
پس قرآن داراى دو وجود است : ظاهري در قالب ألفاظ وعبارات ، وباطني در جايگاه اصلى خود . لذا قرآن در شب قدر با همان وجود باطني واصلى خود - كه داراى حقيقت واحدى است - يكجا بر قلب پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله فرودآمد . سپس تدريجا با وجود تفصيلي وظاهري خود در فاصلههاى زماني ودر مناسبتهاى مختلف وپيشآمدهاى گوناگون در مدت نبوت نازل گرديد « 1 » . اينگونه تأويلات ، از يك نوع لطافت وظرافت برخوردار است كه در صورت وجود مقتضى وداشتن سند اثباتى ، مىتواند كاملا مناسب باشد . از طرف ديگر ظاهر آيات قرآن ، به همين قرآن كه در دست مردم است اشاره دارد واز قرآن ديگر وحقيقتي ديگر كه پنهان از چشم همگان باشد سخن نمىگويد . خداوند براي ابراز عظمت اين ماه ( رمضان ) واين شب ( ليلة القدر ) مسألهء نزول قرآن را در آن مطرح مىسازد . وبايد اين مطلب قابل فهم ودرك شنوندگان باشد ، واز قرآني سخن بگويد كه مورد شناسايى مردم ( مورد خطاب ) بوده باشد . به علاوة خبر دادن از نزول قرآن ( قرآن باطني ) از جايگاه بلندتر به جايگاه پايينتر ، كه هر دو از دسترس مردم وحتى پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله به دور است ، چه فايدهاى مىتواند داشته باشد ، تا با اين ابّهت وعظمت از آن ياد كند . بنابراين اينگونه تأويلات زماني مناسب است كه أصل موضوع ثابت شده باشد . واگر بخواهيم آيات مذكور را تفسير كنيم ، اينگونه تأويلات چارهساز نيست وآيات يادشده شروع فرودآمدن قرآن را يادآور مىشود . اولين آية وسوره دربارهء اولين آية يا سورهء نازلشده سه نظر وجود دارد : 1 . گروهى معتقدند كه اولين آيات سه يا پنج آية از أول سورهء علق بوده است كه مقارن بعثت پيامبر نازل شده است ، هنگامى كه ملك ( فرشته ) فرودآمد وپيامبر را با عنوان « نبوّت » ندا داد وبه أو گفت : بخوان ، گفت : چه بخوانم ؟ پس أو را در پوشش خود گرفت وگفت : « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ ، اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ
--> ( 1 ) الميزان ؛ ج 2 ، ص 16 - 15 .